عشق....... عشق..........عشق

با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم
چه سفر ها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم
دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم
دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم
از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم
دارم از تو می نویسم دارم از تو می نویسم ...
موقع نوشتنو وقت اسم گذاشتنو
کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمی ذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
با تو چه زندگی هایی که تو رویاهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمی ذاشتم
حتی من به آرزوهات تو رو آخر می رسوندم
می رسیدی تو من اما آرزو به دل می موندم
هی می خواستم که بگم که بدونی حالمو
اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو
توی گفتنو نگفتن از چه روزهایی گذشتم
انقده رفتم و رفتم که هنوزم بر نگشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه اون از غصه توست
هر چه شعر عاشقونه ست من برای تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما می نوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه گفتم عشق تو باعثشه
اگه مردم تو بدون چه کسی باعثشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 17:17  توسط a_gh |